خرید بک لینک
در این گزارش، تازه‌ترین اطلاعات درباره «انسان و جامعه / جوزف کمپل» را می‌خوانید. انسان نباید در خدمت جامعه باشد،جامعه باید در خدمت انسان باشد. اگرانسان در خدمت جامعه قرار گیرد، یکدولت هیولایی خواهیم داشت، و اینچیزی است که جهان را در این لحظهتهدید می‌کند. جوزف کمبل سایت time.ar جوزف جان کمبل (به انگلیسی: Joseph Campbell John) (زاده ۱۹۰۴ نیویورک - درگذشته ۱۹۸۷ هونولولو) اسطوره‌شناس آمریکایی، استاد ادبیات در کالج سارالارنس نیویورک و تخصص او اسطوره‌شناسی تطبیق888 و دین‌شناسی تطبیقی بود. کارهای او شا

برچسب: نویسنده: پندار اسماعیلی تاريخ: چهارشنبه 31 تير 1405 ساعت: 17:20

آخرین اطلاعات منتشرشده درباره «قطعه ای از نمایشنامه هملت / امین فرومدی» را در ادامه بخوانید. پولونیوس: صدای پایش را می شنوم؛ خداوندگار من، از اینجا برویم. (شاه و پولونیوس بیرون می روند.) (هملت وارد می شود) هملت: بودن یا نبودن، حرف در همین است، آیا بزرگواری آدمی بیشتر در این است که زخم فلاخن و تیربختِ ستم پیشه را تاب آورد، یا آن که در برابر دریایی فتنه و آشوب سلاح بر گیرد و با ایستادگی خویش بدان همه پایان دهد؟ مردن، خفتن؛ نه بیش؛ و پنداری که ما با خواب به دردهای قلب و هزاران آسیب طبیعی که نصیب تن

برچسب: نویسنده: پندار اسماعیلی تاريخ: چهارشنبه 31 تير 1405 ساعت: 17:20

گزارشی از مهم‌ترین نکات مربوط به «شعر / کرونای بحران هویت / امین فرومدی». فطرت هاشعر سپید زندگی را تمنا می کنندتا ساده و صمیمیدر این بهار کوتاه جوانیعاشقانه های خوشبختی را زمزمه کنندزمانه،زمانه ای ست که به هنجار نیستدیگر درخت بار و بر نمی دهددیگر رودخانه ها صفایی ندارنددیگر پرندگانآواز های عاشقانه را از یاد برده اندشهرهادر ازدحام آلودگی هاسرگیجه گرفته اندقطب های شریف زمیناز شرارت های مدرن انسان امروزاز خجالت آب می شوندمحیط زیستاز گازهای گلخانه ایاز هجوم هیولای پلاستیکو از این همه ندانم کاری آ

برچسب: نویسنده: پندار اسماعیلی تاريخ: چهارشنبه 31 تير 1405 ساعت: 17:20

در این مطلب، جزئیات مربوط به «شعر/غزل کوهی/منوچهر آتشی» ارائه شده است. ناگهان جلابوسعت پشته را تلاطم دادو هزاران هزار شاخ بلنددر فضا طرح بستو هزاران هزار چشم زلالدر فضا مثل شیشه پاره شکستدست برماشه سینه با قنداقدلم آشفته گشت و خون انگیختاز سرانگشت نفرتم با خاکخون صد پازن نکشته گریختچه شکوهی !‌ درود بر تو درودبا شک استاده قوچ پیشاهنگدورت آشفتگی ز برکه چشمای ستبر بلند کوه اورنگکورت از گرده چشم خونی گرگدورت از جلوه خشمیوز و پلنگبه نیاز قساوتم هی زدزینهار توارثی ز اعماقخود گوزنی تو ها ! مباد ! افسوس

برچسب: نویسنده: پندار اسماعیلی تاريخ: چهارشنبه 31 تير 1405 ساعت: 17:20

آخرین اطلاعات منتشرشده درباره «شعر/آرش کمانگیر/سیاوش کسرایی» را در ادامه بخوانید. برف می باردبرف می بارد به روی خار و خاراسنگکوه ها خاموش دره ها دلتنگراه ها چشم انتظار کاروانی با صدای زنگبر نمی شد گر ز بامِ کلبه ها دودییا که سوسوی چراغی گر پیامی مان نمی آوردرد پا ها گر نمی افتاد روی جاده ها لغزان ما چه می کردیم در کولاک دل آشفتۀ دم سرد؟ آنک آنک کلبه ای روشن ، روی تپه روبروی مندر گشودندم ، مهربانی ها نمودندمزود دانستم که دور از داستان خشم برف و سوزدر کنار شعلۀ آتش قصه می گوید برای بچه های خود، عم

برچسب: نویسنده: پندار اسماعیلی تاريخ: چهارشنبه 31 تير 1405 ساعت: 17:20

گزارشی از مهم‌ترین نکات مربوط به «هولودومو / راجر اسکروتن». هر آن کاری که بلشویک‌ها از پیش بردند، از طریق«سپاهِ ضرورتاً بی رحم و منضبطِ رهایی بخش بشر»انجام شد. ... حقّا که این رهایی بخشی چه شکلعجیبی هم به خود گرفت! چون تاریخ مارکسیستیاهمیتی به چیزهایی مثلِ حقوق و فرایندِ قضایینمی‌دهد. هابزبوم [مورخ چپ‌گرای انگلیسی] ضرورتینمی‌بیند که به حکم 21 نوامبر 1917 لنین اشارهبکند، که دادگاه‌ها، نظام وکالت و حرفه‌های حقوق راملغی کرد، و تنها سپرِ دفاعی‌ای را که مردم در برابرِارعاب و دستگیری‌های خودسرانه داشت

برچسب: نویسنده: پندار اسماعیلی تاريخ: چهارشنبه 31 تير 1405 ساعت: 17:20

بهار پیام آور بیداری است و امید است و زندگی نو در این مطلب، جزئیات مربوط به «بهار پیام آور بیداری است و امید است و زندگی نو» ارائه شده است. ای تغییر دهنده دلها و دیده‏ ها؛ای مدبر شب و روز؛ای گرداننده سال و حالت ها * بگردان حال ما را به نیکوترین حال! بهار فصل تجدید حیات طبیعت است و جان آدمیان.بهار پیام آور بیداری است و امید است و زندگی نوبهار یعنی رویشیعنی شوقیعنی عشق صدای پای بهار ، خواب و خیال خزان را بر می آشوبد و بوی بیداری و حرکت بهار ، عالم را فرا می گیرد . نسیم از خواب بر م

برچسب: نویسنده: پندار اسماعیلی تاريخ: چهارشنبه 31 تير 1405 ساعت: 17:20

کلبهٔ احزان شَوَد روزی گلستان، غم مخور / حافظ گزارشی از مهم‌ترین نکات مربوط به «کلبهٔ احزان شَوَد روزی گلستان، غم مخور / حافظ». یوسفِ گم گشته بازآید به کنعان، غم مخور کلبهٔ احزان شَوَد روزی گلستان، غم مخور ای دل غمدیده، حالت بِه شود، دل بَد مکن وین سرِ شوریده باز آید به سامان غم مخور گر بهارِ عمر باشد باز بر تختِ چمن چتر گل در سر کَشی، ای مرغِ خوشخوان غم مخور دورِ گردون گر دو روزی بر مرادِ ما نرفت دائماً یکسان نباشد حالِ دوران غم مخور هان مَشو نومید چون واقِف نِه‌ای از سِرِّ غیب باشد اندر پرد

برچسب: نویسنده: پندار اسماعیلی تاريخ: چهارشنبه 31 تير 1405 ساعت: 17:20

شعر/ هتل هزار ستاره / امین فرومدی آخرین اطلاعات منتشرشده درباره «شعر/ هتل هزار ستاره / امین فرومدی» را در ادامه بخوانید. زمستان که گذشت صور اسرافیل دمیده شد بهار مسیحادم از راه رسید و طبیعت مرده دوباره زنده شد مردم دسته دسته به دیدار دوشیزه بهار می شتافتند بهار بود و هلهله شکفتن شکوفه ها مرد و زن کودک و پیر و جوان همه تشنه شنفتن اعجاز رنگ ها مردمی که هر کدام گمشده ای داشتند آمده بودند به دل طبیعت پویا زنی با توله سگ ملوسک اش می دوید سوی جنگل می خواست که از تنهایی و تمدن بی روح خود فرار کند فرو

برچسب: نویسنده: پندار اسماعیلی تاريخ: چهارشنبه 31 تير 1405 ساعت: 17:20

صفحه بندی